عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
529
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
59 قد نصح من وعظ : البتهّ واعظ پند مىدهد . 60 قد تيقّظ من اتّعظ : البتهّ پذيراى پند بيدار گردد 61 قد افلح التّقىّ الصّموت : البتهّ مرد پرهيزگار خاموش رستگار است . 62 قد يعذر المتحيّر البهوت : گاهى سرگردان مبهوت عذر خواهد خواست . 63 قد ضلّ من انخدع لدواعى الهوى : آن كس كه فريب خوانندههاى هوا و هوس را مى خورد البتهّ گمراه مىشود . 64 قد اعتبر بالباقى من اعتبر بالماضى : البتهّ آن كس كه در گذشته بديدهء عبرت نگريست از آينده پند پذيرفت . 65 قد وضحت محجّة الحقّ لطلّابها : البتهّ راه حق براى جويندگان آن راه روشن و هويدا است . 66 قد اسفرّت السّاعة عن وجهها و ظهرت العلامة لمتوسّمها : البتهّ قيامت پرده از رخسار بر افكند و نشانهاش براى جويندهاش هويدا گرديد . 67 قد انجابت السّرآئر لأهل البصائر : البتهّ براى آنان كه ديدهء بينش دارند پردهها برداشته شده است ( و اهل بهشت را در نعمت و دوزخيان در عذاب و نقمت مى بينند از اين مى گريزند و بدان روى مى آورند ) . 68 قد احاط علم اللّه سبحانه بالبواطن و احصى الظّواهر : البتهّ علم خداوند بزرگ ببطون ( اشياء ) احاطه دارد و به حساب ظواهر آفرينش رسيدگى مى فرمايد . 69 قد يكون اليأس ادراكا اذا كان الطّمع هلاكا : البتهّ هنگامى كه طمعكارى سبب هلاكت انسان باشد نااميدى در حكم بدست آوردن ( آن چيز مورد طمع ) است . 70 قد صرتم بعد الهجرة اعرابا و بعد الموت احزابا : ( شما اى كسانى كه خلافت حقهّ را از اهل بيت پيغمبر ( ص ) گردانديد و بدستور خدا رفتار نكرديد ) البتهّ شما پس از هجرت كردن و با رسول خدا همراهى نمودن اعرابى بيابانى شديد و پس از دوستى دستجاتى دشمن و پراكنده گرديديد . 71 قد تورّث اللّجاجة ما ليس للإنسان اليه حاجة : البتّه ستيزه خوئى و لجاج چيزى را بميراث مى گيرد و مى اندوزد كه انسان را بدان نيازى نيست 72 قد أوجب الدّهر شكره على من بلغ سؤله